استفاده از بودجه به منظور نیل به اهداف کلان اقتصادی از قبیل بالا بردن سطح اشتغال، رفع نوسانات ادوار تجاری، تثبیت اقتصادی، کاهش تورم و نقش و تأثیر آن در اعمال سیاست های مالی دولت بعد از بحران بزرگ ۱۹۲۹ آغاز شد. از دیدگاه برخی اقتصاددانان، تحول بودجه ای که در قسمت قبل تحت عنوان بودجه وسیله ای برای مدیریت بدان پرداختیم را نوعی انحراف محسوب می کردند زیرا به جای توجه به حاصل نهایی فعالیتهای دولت که در بودجه انعکاس می یافت فقط چگونگی انجام این فعالیتها مورد نظر قرار می گرفت. به بیان دیگر به مرور زمان نظام بودجه ریزی مبتنی بر بهبود مدیریت تبدیل به مکانیزمی برای پاسخ دادن به درخواست های اعتباری دستگاه ها و نه پاسخ به نیازها و الزامات اقتصاد کشور شد. این درخواست ها نیز بدون رعایت هیچ استراتژی و برنامه ای که مبتنی بر مطالعه ای بر روی نقاط ضعف و قوت و شناسایی تهدیدها و فرصت های دستگاه باشد، صورت می گرفت. کار سازمان متولی بودجه کم کردن برآوردها و پایین آوردن سطح درخواست ها تا حدی بود که با وصول درآمدها سازگار و هماهنگ گردد. (نجارصراف،۱۳۸۶: ۱۸)
از اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ تحولات دیگری صورت گرفت که نتیجه آن گرایش به نظارت بر پیامدها و نتایج خروجی های دستگاه های اجرایی می باشد. حاصل این تحولات در نظام بودجه ای برخی کشورهای توسعه یافته، تجزیه و تحلیل های اقتصادی در سطح خرد و کلان در تعیین سیاست های مالی و بودجه ای و وضع تکنیک های جدید آماری و تصمیم گیری بود که به کمک آن ها هنگام تعیین برنامه ها، این امکان بوجود آمد که نتایج برنامه ها و پیامدهای آن مورد تجزیه و تحلیل کمی و کیفی قرار گیرند و بالاخره بودجه و برنامه ریزی آرام آرام به یکدیگر نزدیک شدند.
الف) سؤالات تحقیق
سئوالاتی که در این تحقیق به دنبال پاسخ آن ها هستیم عبارت است از:
۲)نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در دانشگاه امام صادق(ع) چه مؤلفه ها و شاخص هایی دارد؟

برچسب:
نویسنده: doni