بودجه ریزی بر مبنای صفر تعدیل شده، در بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده آمریکا به شیوه رایج تبدیل شده است. این روش در اصل به شکل بسته های«افزایش» و «کاهش» در مرحله تدوین بودجه است که مدیران بودجه ای مجبورند درخواست های بودجه خود را نسبت به بودجه پایه بین ۱۰ تا ۲۰ % کاهش دهند. آنگاه به مدیران فرصت داده می شود تا فعالیت های جاری خود را در بسته های تصمیم گیری جدیدی سازماندهی کنند که ممکن است کل درخواست بودجه آنان را به ۱۱۰ تا ۱۱۵ % بودجه سال قبل نیز برساند.
این فرآیند اصلاح، فرصتی را برای مدیران فراهم می آورد تا تصمیمات جدیدی را تجربه کنند . این شیوه همچنین سازمان را متوجه این نکته می کند که نمی تواند بر مبنای تداوم وضع موجود به کار خود ادامه دهد. از طرف دیگر ، شیوه بودجه ریزی بر مبنای صفر، مدیران و کارمندانی را که ممکن است برنامه های خود را بخشی از یک بسته « کاهشی » ببینند نگران می کند. حتی اگر بودجه فعالیت آن ها هرگز کاهش نیابد ، کارمندان همواره احساس می کنند که کسی ارزش کار آن ها را نمی داند. وقتی این تضعیف روحیه با توجه به زمان زیادی که باید صرف آماده سازی دقیق بسته های تصمیمات شود تداوم یابد مشکل را تشدید می کند. بسیاری از صاحب نظران ، بودجه ریزی بر مبنای صفر را در بخش عمومی ، به ویژه در مواردی که فعالیت های بسیاری به لحاظ قانونی الزامی هستند، دارای کاربردی محدود می دانند.
به طور کلی می توان گفت در این نوع بودجه بندی، بجای این که مبنا، هزینه های سال گذشته باشد، هدف توجیح مجدد برنامه ها از مبنای صفر است. لذا برای هر فعالیت یا برنامه باید توجیحی وجود داشته باشد که آیا لازم است یا خیر؟(موسوی، ۱۳۸۷: ۷)
از بودجه ریزی عملیاتی تعاریف متعددی مطرح شده است، لیکن به طور کلی میتوان گفت که بودجهریزی عملیاتی عبارت است از برنامه عملکرد سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه(منتج از اهداف استراتژیک) با نتایج به دست آمده از اجرای آن برنامه را نشان میدهد (مرکر، ۵:۲۰۰۲)[۱]
این بدان معنا است که با هر میزان اعتبار تخصیص یافته به هر برنامه می بایست مجموعه معینی از اهداف تأمین شود. یک بودجه عملیاتی مطلوب، باید به تفکیک برنامه ها یا دستگاه های اجرایی همراه با نتایج پیش بینی شده باشد. چنین بودجه ای باید به روشنی ارتباط بین اعتبارات هزینه شده توسط دولت و نتایج حاصله برای مردم را نشان داده و شرح دهد که این ارتباط چگونه به وجود آمده است .
در واقع، در بودجه عملیاتی تشریح دقیق این رابطه، کلید مدیریت صحیح برنامه هاست. با بروز مغایرت بین برنامه و آنچه در عمل تحقق می یابد، مدیران باید به بررسی منابع به کار گرفته شده در برنامه و نحوه ارتباط آن ها با نتایج حاصله بپردازند تا میزان اثربخشی و کارایی برنامه مشخص گردد.
یک بودجه عملیاتی، تمامی فعالیت های مستقیم و غیر مستقیم مورد نیاز در برنامه و نیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیت ها را در بر می گیرد.
[۱] Mercer
الف) سؤالات تحقیق
سئوالاتی که در این تحقیق به دنبال پاسخ آن ها هستیم عبارت است از:
۲)نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در دانشگاه امام صادق(ع) چه مؤلفه ها و شاخص هایی دارد؟

برچسب:
نویسنده: doni