ابعاد هویت
یک برند برای آنکه قدرتمند باشد و قوی بماند، وظیفه دارد که نسبت به هویت خود، وفادار باشد. مفهوم هویت بر پایهی سه کیفیت فرمولبندی میشود: دوام، انسجام و واقعگرایی (کپفرر، ۱۳۸۵: ۶۳).
هویت برند را میتوان در یک منشور شش وجهی ترسیم کرد:
منبع:کپفرر ( ۱۳۸۵: ۶۴)
این منشور از شش جزء تشکیل شده است که عبارتند از: پیکر، شخصیت، فرهنگ، رابطه، بازتابش و خودانگاره.
یک برند در وهلهی اول، یک پیکر[۱]؛ ترکیبی از ویژگیهای مستقل که ممکن است یا قابل رؤیت باشند (با ذکر برند، بیدرنگ به ذهن آیند)، یا نهفته. پیکر اساس یک برند است. در ساختن برند پیکر یک ضرورت است (کپفرر، ۱۳۸۵: ۶۴-۶۳). تمام برندهایی که در بازار فعال هستند، یک محصول کلیدی دارند که اساس رشد و توسعه محصولها و برندهای دیگر، بر آن بنا نهاده شده است. این محصولهای کلیدی، به مانند ساقهی یک درخت یا یک گل میمانند. به این ساقه در مدیریت برند، پیکر میگویند. نخستین مرحله طراحی هویت هر برندی، ایجاد پیکر آن است. در واقع پیکر، کلیدیترین محصول یک برند است که بیدرنگ با ذکر آن برند، در ذهن افراد تداعی میشود (به آبادی، ۱۳۸۸: ۵۳).
شخصیت[۲] برند، یکی از مهمترین اجزای تشکیلدهندهی هویت برند است (جونز و همکاران، ۲۰۰۹). آکر(۱۹۹۶)، آنرا بهعنوان یکی از ابعاد هستهای هویت برند و اتفاقاً بهعنوان نزدیکترین متغیر به فرآیند تصمیمگیری مصرف کننده برای خرید توصیف کرده است. در واقع شخصیت برند، عنصر مرکزی (هسته) هویت برند است. مقیاس شخصیت برند از علم روانشناسی مشتق میشود. هر برندی شخصیتی دارد. برند یک منش کسب میکند (کپفرر، ۱۳۸۵: ۶۵). شاید برای هر فرد این پرسش پیشآید که چرا بعضی از سازمانها از حیواناتی مانند میمون، سمور و غیره در برنامههای برندسازی خود استفاده میکنند. پاسخ به این پرسش در بعدِ شخصیت برند قرار دارد. شخصیت عنصری مهم در هویت برند است (به آبادی، ۱۳۸۸: ۵۴).
[۱].Statue
[۲].Personality

برچسب:
نویسنده: doni