برند، فرهنگ[۱] خود را دارد که هر محصولی از آن مشتق میشود. محصول، تجسمِ فیزیکی و ناقل این فرهنگ است. فرهنگ بر نظامی از ارزشها دلالت دارد و یک منبع الهام و انرژی برای برند است. فرهنگ بهعنوان یک بعد ریشهدار، محرک اصلی برند محسوب میشود. بهنظر میرسد که فرهنگ، هم بر برندهای بزرگ تأثیر میگذارد و هم در آنها رسوخ میکند (کپفرر، ۱۳۸۵: ۶۵).
رابطه[۲]، یکی از مهمترین عناصر میان مصرفکنندگان محصول است و عنصری مهم در منشور هویت برند است. در بعد تبلیغاتی یکی از اساسیترین عناصر تشکیلدهنده که میتوان از آن استفاده کرد، عنصر رابطه هر برند است (به آبادی، ۱۳۸۷: ۵۷).
یک برند، یک رابطه است و اغلب، فرصت تبادلِ غیر ملموس را بین افراد فراهم میآورد. این امر بهویژه در مورد برندهای بخش خدمات و خردهفروشان صادق است (کپفرر، ۱۳۸۵: ۶۷). رابطه با برندهای شناخته شده و برتر، میتواند خودِ پوچ و تهی انسان را که تحت تأثیر جامعه و یا سنتها رها و سردرگم شده است تسکین دهد و همچون لنگر محکم و قدرتمندی در این دنیای پر تلاطم، انسان را به آرامش رساند. شکلگیری و حفظ روابط میان افراد و برندها در اجتماع پسامدرن امروز و آینده، نقشهای فرهنگی و پشتیبانی چشمگیری ایفا میکند (کلر، ۱۳۸۹: ۱۲).
یک برند، تصویر یک مشتری را بازتاب میدهد. غالباً بین این بازتابش[۳] و هدف برند ابهامی وجود دارد. هدف، خریداران یا استفادهکنندگان بالقوه برند را توصیف میکند. بازتابش لزوماً هدف نیست، بلکه تصویری است از آن هدف که برند به جامعه ارائه میکند. برندها توسط مصرفکنندگان مورد استفاده قرار میگیرند تا هویت خود را بسازند و حامل آن باشند؛ آنها در چشمان بیننده ارزش نمادینی دارند (کپفرر،۱۳۸۵: ۶۸-۶۷).
بازتابش رابطهی نزدیک و همپوشانی فراوانی با رابطه هر برند دارد. این بازتابش است که باعث ایجاد رابطه در میان گروههای خاصی از برندها میشود. نکتهی مهم در مورد بازتابش هر برند این است که اگر یک نام، بازتابش مشتریانش را، که به اسم آن مربوط میشود، مدیریت نکند، رقبایش با کپی کردن، تقلید و همانندسازی، این کار را خواهند کرد (به آبادی، ۱۳۸۸: ۶۰).
[۱].Culture
[۲].Relationship
[۳].Reflection

برچسب:
نویسنده: doni