تصویر برند
در دنیای امروز مشتریان تصویر برند را به عنوان قسمت مهمی از محصول یا خدمتی میببینند که در حال خریداری آن میباشند. آنها فقط محصول فیزیکی یا اصل خدمت را نمیخرند، بلکه موقعیت، پرستیژ و مزایایی را که از آن طریق دریافت میدارند را میخرند و این کیفیت غیر قابل لمس، همان است که میتواند باعث ترجیح خرید یک محصول به محصولات مشابه شده و سهم بازار آن شرکت را افزایش دهد (برمن و همکاران، ۲۰۰۹). یک برند در بستهبندی کالا زندگی نمیکند که با باز کردن بستهبندی کالا، رها شود. در حقیقت تصاویری که قبلا ایجاد شدهاند موجب باز شدن بسته کالا میشوند گاهی مواقع هم این تصاویر هستند که بسته را میبندند تا هیچگاه توسط مشتریان باز نشوند (چانگ و همکاران، ۲۰۰۶).
در ادامه، تعریف و تبیین تصویر برند از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. وجهه یا تصویر برند دربرگیرندهی برداشت و ادراک بازار هدف از ویژگیها، منافع، موقعیتهای استفاده کاربران، تولیدکنندگان و حتی بازاریابان یک محصول است . بهعبارتدیگر، این مفهوم به اندیشه و احساس افراد به هنگام دیدن یا شنیدن درباره برند اشاره دارد. تصویر برند گرایش به گذشته دارد و گذشته را نیز نشان میدهد (کاتلر وآرمسترانگ، ۱۳۸۳: ۲۳۸). تصویر برند از ترکیب واقعیت فیزیکی محصول و باورها و احساسی که در مورد آن به وجود میآید ساخته میشود (موسوی و همکاران، ۱۳۸۶). در میان ابعاد قابل لمس یک محصول، تصویر برند مهمترین چیزی است که اکثر استراتژیهای بازاریابی معطوف به آن هستند و به برجستهکردن برند گرایش دارند (جوانمرد و سلطان زاده، ۱۳۸۸).
اولین بار گاردنر و لیوی در سال ۱۹۵۵ مفهوم تصویر برند را در مقالهی خودشان مطرح کردند. آنها معتقد بودند که محصولات دارای ماهیت مختلف از جمله فیزیولوژیک و اجتماعی هستند. از زمانِ معرفی رسمی آن تاکنون، مفهوم تصویر برند در تحقیقات مربوط به رفتار خریدار (مصرفکننده) مورد استفاده قرار گرفته است. تصویر برند میتواند یک مفهوم حیاتی برای مدیران بازاریابی باشد. دیوید اگیلوی در کتاب خود، تحت عنوان رازهای تبلیغات، مدعی است که مفهوم تصویر برند را در سال ۱۹۵۳ به عرصه افکار عمومی معرفی کرده است. وی همچنین اظهار میدارد که این مفهوم، اولین بار در سال ۱۹۳۳ توسط کلود هاپکینز مطرح شده است (موسوی وهمکاران، ۱۳۸۶).
چگونگی ارزشیابی ما از یک برند، یک محصول و یا یک خدمت بستگی به نحوه ادراک ما از هر یک از آنها دارد. نحوه تفکر ما درباره میزان محبوبیت یک برند یکی از ابعاد مهم تصور ما از آن برند خواهد بود که این میتواند مبنای انتخاب و خرید ما از آن برند خاص باشد. بنابراین، یک شرکت باید بکوشد محصولاتی را تولید و عرضه کند که با نوع نگرش کنونی افراد سازگار باشد و در صدد برنیاید نگرش آنها را تغییر دهد. بدیهی است که در موارد استثنایی، برخی از سازمانها کوشیدهاند با هزینههای بسیار زیاد نگرش افراد را تغییر دهند و در مواردی هم به نتیجه نرسیدهاند (نیومیر، ۱۳۸۸).
تصویر برند عبارت است از، ادراکات مشتری در مورد ویژگیهای یک برند که باعث ایجاد معنای برند میگردد و معنای برند عبارت است از، نحوهی درکشدن برند توسط مخاطبان در سطح آگاهانه و نحوه انعکاس برند توسط آنها در سطح نیمه آگاهانه یا ناآگاهانه. کلیه احساسات و تفکرات ایجاد شده (به صورت مستقیم یا غیرمستقیم) نسبت به برند، سبب مرتبط شدن برند با خصیصههای خاص در ذهن مشتریان میشود و تصویر برند را تداعی میسازد (بتی[۱]، ۲۰۰۸). این تصویر، بازتابِ فعالیتهای برند در راستای ایجاد معنای برند (عملکرد برند و تصویرسازی) در ذهن مشتریان است. تصویر برند، بهشدت بر رفتار مشتریان نسبت به برند تأثیرگذار است. بهگونهای که میتوان بیان داشت، اهمیت برند در بازاریابی تحت تأثیر توانایی سازمان در ارزیابی این حقیقت است که مشتریان چگونه تصویر برند را تفسیر میکنند و توان سازمان در کنترل این تصویر ذهنی چگونه است (جنانیس و همکاران[۲]، ۲۰۰۷).
[۱].Batey
[۲].Janonis

برچسب:
نویسنده: doni