پیش از انقلاب صنعتی رابطه بین عرضه کننده کالا و مشتری بیشتر جنبه شخصی داشت.
تولیدکننده از نیازها، خواستهها، سلیقهها و آداب و رسوم مشتری مطلع بود و رابطه چهره به چهره با او داشت.
انقلاب صنعتی باعث شد که مفهوم «تولید انبوه» مطرح شود. تولید انبوه باعث شد که فاصله بین تولیدکننده و مشتری زیاد شود. از سوی دیگر، پیدایش راه آهن و کشتی بخار باعث شد که کالاهای معمولی از فاصلههای دور با هزینه کم نقل و انتقال یابد. نه تنها تولید شاهد رشد بود، بلکه رابطه بین تولیدکننده و مشتری دچار تحول قابل ملاحظهای گردید.
پذیرش خواستها و نیازهای مشتری به عنوان یک اصل اساسی در تولید محصولات مطرح شد.به تدریج ایده خدمت کردن و کسب رضایت مشتری شعار اغلب سازمانهای تولیدی گردید.
به طور کلی می توان گفت ارتباط با مشتری در مسیر تکامل تاریخی ۴ مرحله را طی کرده است که عبارتند از محصولمداری، فروشمداری، بازارمداری و مشتریمداری.
بررسی تحقیقات و مطالعات صاحب نظران نشان میدهد که تعاریف مختلفی از مشتریمداری صورت گرفته است، به برخی از این تعاریف در جدول ذیل اشاره شده است.
جدول شماره ۲
بنا به نظر نویسندگان و نظریهپردازان اخیر،مشتریمداری مولفه سازنده زیرساخت فرهنگی سازمان است و به همین دلیل تاکید بر اطلاعات مربوط به نیازهای مشتریان باید در راستای مجموعهای از ارزشها و باورها باشد که می توانند موجب تقویت تمرکز و توجه به مشتری شوند.
توجه به مشتریان باید در قلب سایر فعالیتهای سازمانی قرار گیرد. بررسی تعاریفی که از مفهوم مشتریمداری ارائه شده؛ بیانگر این حقیقت است که مشتریمداری از دو بعد اساسی تشکیل می شود:
سوال اصلی و اساسی که در این رابطه برای پژوهش مطرح می باشد این است که:
سولات فرعی:

برچسب:
نویسنده: doni