کتاب های رشحاتالبحار و شذراتالمعارف دو اثر مهم آیتالله شاهآبادی هستند که ذیل بحث «انسان و فطرت» و از رشحاتالبحار و شذره(بخش) ششم کتاب شذراتالمعارف در مورد فطرت، ویژگیها و احکام آن مطالب ارزشمندی آوردهاند.
بحث انسان و فطرت با آیه فطرت و تفسیر آن آغاز میشود. آیه «فأقم وجهک لدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک دین القیم و اکثر الناس لا یعلمون» (سوره مبارکه روم، آیه ۳۰).
آیتالله شاهآبادی در کتاب شذراتالمعارف فطرت را چنین تعریف می کنند: لوازم وجود مدرک را«فطرت» گویند و لوازم وجود غیر مدرک را «طبیعت» خوانند. به عبارت دیگر صفتی را که مخصوص ذات مدرک باشد فطرت آن و گرنه طبیعت می نامند. لذا گفته نمی شود «فطرت آب» رطوبت است، بلکه گفته می شود که طبیعتش چنین است. پس نسبت دادن فطرت به خداوند نیز درست است همانطوری که در قرآن آمده است «فطرت الله»[۱] (آیت الله شاه آبادی،۱۳۸۰: ص ۱۲۷).
همچنین آیت الله شاه آبادی ذیل تفسیر آیه مذکور فطرت را این گونه تعریف کرده اند: کلمه فطرت بر وزن فِعلَه است که در زبان عربی برای هیئت چگونگی فعل به کار می رود مثل جِلسه و زینه که بر چگونگی نشستن و چگونگی زینت کردن دلالت دارند. فطرت نیز مفهوم چگونگی ایجاد را میرساند. همچنین ایجاد و وجود دو روی یک سکه اند و کیفیت ایجاد مساوق با کیفیت وجود است. در واقع خداوند انسان را بر طبق وجود خود ایجاد نموده است(فطره الله التی فطر الناس علیها).
در این نوع خلقت هیچ تبدیل و تغییری انجام شدنی نیست (لا تبدیل لخلق الله…). پس قوه واهمه و خیال در فطرت نمی تواند تصرف کند. فطرت در احکام و مقتضیاتش معصوم از خطا است.[۲] لذا ازاین جهت باید ملتزم و متعبد به احکام و مقتضیات فطرت که همان دین قیم و استوار است، شویم. و پروردگار کسانی را که عالم به احکام و مقتضیات فطرت نیستند، توبیخ و سرزنش نموده است.[۳]
آیت الله شاه آبادی خود انسان و حقیقت او را غیر از طبیعت او میدانند و برای اثبات این گزاره به فطرتهای عالمه، عاشقه، کاشفه، راحت طلبی وآزادی خواهی استناد میکنند و در این استدلال نشان میدهند که حقیقت آدمی با طبیعت و ماده فرق دارد؛ زیرا ماده نه علم به خویش دارد و نه عشق به خویش و نه خودخواه است، نه راحتی می خواهد و نه آزادی (میرانی،۱۳۹۰، ص۲۰).
حال که فهمیدیم طبیعت با فطرت تفاوت دارد این سوال مطرح میشود که چگونه باید به طبیعت نگاه کرد؟
[۱] سوره مبارکه روم، آیه ۳۰
[۲] اشاره به «ذلک الدین القیم».
[۳] اشاره به آیه «و ما منعک الا تسجد لما خلقت بیدی استکبرت ام کنت من العالین» (سوره مبارکه ص، آیه ۷۵).
سوال اصلی و اساسی که در این رابطه برای پژوهش مطرح می باشد این است که:
سولات فرعی:

برچسب:
نویسنده: doni