فطریات انسان
آیتالله شاهآبادی در جای جای کتاب انسان و فطرت و شذره ششم از کتاب شذراتالمعارف به انواع فطریاتی که انسان به لطف الهی از آنها برخوردار است و با تامل آنها را می یابد، اشاره کرده اند و با استفاده از این فطریات بسیاری از معارف از اصول دین (مبدا و معاد و نبوت و امامت و عدل) و فروع دین را تبیین نموده اند.
فطرت عالمه، فطرت عاشقه، فطرت آسایش دوستی(حب راحت)، فطرت آزادی خواه(حب حریت) از جمله این فطریات هستند که با استفاده از آنها همانطور که اشاره شد اثبات نمودند که حقیقت وجود انسان غیر از بدن طبیعی اوست.
فطرت عشق به نیک نامی، فطرت افتقاریت، فطرت انقیاد و فطرت امید، فطرت خوف، فطرت دوست نداشتن نقص، فطرت عشق به کمال، از جمله دیگر فطریاتی هستند که ایشان بر اساس خطاناپذیری فطرت و قاعده تضایف مورد استدلال قرار دادهاند (میرانی،۱۳۹۰، ص۲۱).
قاعده تضایف برگرفته از منطق صوری است. به این معنی که بین بعضی اوصاف تلازم مفهومی و تلازم وجودی برقرار بود، همچنان که در عالم ذهن تصور یکی از آنها بدون دیگری محال است، در خارج نیز وجود یکی بدون دیگری محال است. به چنین اوصافی در منطق متضایفین گویند.از نظر آیتالله شاهآبادی بین مفاهیم عاشق و معشوق، خائف و مخوف منه، راجی و مرجو منه رابطه تضایفی وجود دارد و در عالم خارج اگر یکی مثل عاشق بالفعل وجود داشته باشد به معشوق بالفعل نیز می توان حکم کرد (میرانی،۱۳۹۰، ص۲۱).
فطرتی که در قرآن مطرح است غیر از فطریات و امور فطری است که در منطق و فلسفه از آن بحث میشود. و نیز «فطرت» که سرشتی ویژه و آفرینشی خاص است، غیر از طبیعت است که در همه موجودات جامد یا نامی وبدون روح حیوانی یافت میشود، و غیر از غریزه است که در حیوانات و در انسان در بعد حیوانیش موجود است. این ویژگی فطرت از آن جهت است که با بینش شهودی نسبت به هستی محض و کمال نامحدود همراه است و با کشش و گرایش حضوری نسبت به مدبری، که جهل و عجز و بخل را به حریم کبریایی او راه نیست، آمیخته و هماهنگ است. فطرت انسانی مطلق بینی علمی و مطلق خواهی عملی است (جوادی آملی، ۱۳۸۴، ص۲۴-۲۵).
«فطرت» که همان بینش شهودی انسان به هستی محض و گرایش آگاهانه و کشش شاهدانه و پرستش خاضعانه نسبت به حضرت اوست، نحوه خاصی از آفرینش است که حقیقت آدمی به آن نحو سرشته شده و جان انسانی به آن شیوه خلق شده است (جوادی آملی، ۱۳۸۴، ص۲۵).
سوال اصلی و اساسی که در این رابطه برای پژوهش مطرح می باشد این است که:
سولات فرعی:

برچسب:
نویسنده: doni