در انتهای آیه ۳۰ سوره روم چنین آمده است: «لا تبدیل لخلق الله» در خلقت الهی تبدیل و تغییری نیست. یعنی آن فطرت الهی که به انسان ارزانی داشتیم امری است که تغییر و تبدیل برنمیدارد. فطرت الهی ممکن است مورد غفلت انسان قرار گیرد اما هرگز نابود نمیشود. انسان به میزانی که در جهت شکوفایی این فطرت الهی میکوشد و جهات فراحیوانی خویش را تقویت می کند، انسانتر میشود. بشر در ابتدای خلقت خویش حیوانی بالفعل و انسان بالقوه است زیرا استعدادهای غریزی و حیوانی در او زودتر شکوفا میشوند. در ادامه زندگی، بشر به هر میزان موفق به تقویت جهات فراحیوانی و حاکمیت بخشیدن به فطرت الهی در قلمرو وجود خویش شد، از انسانیت بهره بیشتری خواهد داشت. در هر حال، نکته قابل تامل آن است که این استعدادهای فطری و گرایشهای الهی در انسان نابود نمیشوند هر چند مخفی و مستور گردد و سعادت و شقاوت انسان در گرو باروری و شکوفایی یا مستور و مخفی کردن این جهات فطری است.
قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا ﴿۹﴾ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ﴿۱۰﴾[۱]
که هر کس نفس خود را تزکیه کرده، رستگار شده(۹) و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است(۱۰) (مطهری، ۱۳۶۹، ۲۹).
در میان موجودات جهان، هیچ موجودی به اندازه انسان ناشناخته نیست. یکی از مجهولات درباره انسان مساله فطریات یا به تعبیر بعضی روانشناسان، غرایز انسان است که در دو قسمت قابل بررسی است: یکی در ناحیه شناختها و دریافتها و دیگر در ناحیه خواستها و گرایشها.
فطریات ادراکی (دانشی)
[۱]الشمس /۹ و ۱۰
سوال اصلی و اساسی که در این رابطه برای پژوهش مطرح می باشد این است که:
سولات فرعی:

برچسب:
نویسنده: doni