مقدمه
در فصل قبل مطالبی پیرامون پژوهش از قبیل تشریح و بیان موضوع پژوهش، اهمیت و اهداف پژوهش، ضرورت انجام پژوهش و روش پژوهش بیان شد. فصل دوم به چارچوب نظری اختصاص دارد. در این فصل از تحقیق حاضر به بررسی متغیرهای مورد مطالعه و نیز روابط درونی آنها میپردازیم.
از مسائل مهمی که به دلیل رسوایی های گسترده مالی دهه های اخیر، مورد توجه محققان قرارگرفته و به عنوان یکی از موضوعات مهم ، برای سرمایه گذاران مطرح شده موضوع حاکمیت شرکتی است که به بررسی لزوم نظارت برمدیریت و تفکیک واحد اقتصادی از مالکیت آن ودرنهایت حفظ حقوق سرمایه گذاران و ذینفعان می پردازد.بررسی علل و شرایط ایجاد این رسوایی ها مشخص کرده است که در موارد فقدان نظارت بر مدیریت ، حاکمیت ناقص سهام داران شرکت ها بر نحوه اداره امور وسپردن اختیارات نامحدود به مدیران اجرایی زمینه مساعدی را برای سوء استفاده آنان فراهم کرده است .جلوگیری از بروز چنین شرایطی مستلزم اعمال حاکمیت صحیح سهام داران ازطریق نظارت دقیق بر مدیریت اجرایی و حسابرسی منظم شرکت هاست که درمجموع تحت عنوان فرآیند حاکمیت شرکتی شناخته می شود . حاکمیت شرکتی به مجموعه روابط میان مدیریت اجرایی ، هیات مدیره ، سهام داران و سایر طرف های مربوط در یک شرکت می پردازد و در مرحله اول چهار موضوع اساسی را مد نظر قرار می دهد:
بی طرفی Faiess
شفافیت Transparency
حسابدهی و یا پاسخگویی Accountability
مسئولیت Responsibility
تعاریف حاکمیت شرکتی
بررسی متون متعدد و معتبر نشان می دهد که اولین و قدیمی ترین مفهوم عبارت حاکمیت شرکتی، از واژه لا تین Gubeare به معنای هدایت کردن گرفته شده است که معمولا ً در مورد هدایت کشتی به کار می رود و دلا لت براین دارد که اولین تعریف حاکمیت شرکتی بیشتر بر راهبری تمرکز دارد تا کنترل. بررسی ادبیات موجود نشان می دهدکه هیچ تعریف مورد توافقی در مورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد. تفاوتهای چشمگیری در تعریف براساس کشور مورد نظر وجود دارد. حتی در امریکا یا انگلستان نیز رسیدن به تعریف واحد، کار چندان آسانی نیست. تعریفهای مختلفی ازحاکمیت شرکتی وجود دارد؛ از تعریفهای محدود و متمرکز بر شرکتها و سهامداران آنها گرفته تا تعریفهای جامع و دربرگیرنده پاسخگویی شرکتها در قبال گروه کثیری از سهامداران، افراد یا ذینفعان.
تعریفهای موجود از حاکمیت شرکتی در یک طیف وسیع قرار می گیرند. دیدگاههای محدود در یک سو و دیدگاههای گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند. در دیدگاههای محدود، حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت و سهامداران محدود می شود. این، الگویی قدیمی است که در قالب نظریه نمایندگی بیان می شود. در آن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می توان به صورت شبکه ای از روابط در نظر گرفت که نه تنها میان شرکت و مالکان آنها (سهامداران) بلکه میان شرکت و تعداد زیادی از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراق قرضه و… وجود دارد. چنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده می شود. تعریفهای محدود، متمرکز بر قابلیتهای سیستم قانونی یک کشور برای حفظ حقوق سهامداران اقلیت است. تعاریف محدود اساساً برای مقایسه بین کشوری مناسب اند و قوانین هر کشور نقش تعیین کننده ای در سیستم حاکمیت شرکتی دارد.
تعریفهای گسترده تر حاکمیت شرکتی بر سطح پاسخگویی وسیعتری نسبت به سهامداران و دیگر ذینفعان تاکید دارند. تعریفهای گسترده تر نشان می دهند که شرکتها در برابر کل جامعه و نسلهای آینده مسئولیت دارند. در این دیدگاه، سیستم حاکمیت شرکتی موانع و اهرمهای تعادل درون سازمانی و برون سازمانی برای شرکتهاست که تضمین می کند آنها مسئولیت خود را نسبت به تمام ذینفعان انجام می دهند و در تمام زمینه های فعالیت تجاری، به صورت مسئولا نه عمل می کنند؛ همچنین، استدلا ل منطقی در این دیدگاه آن است که منافع سهامداران را فقط می توان با درنظر گرفتن منافع ذینفعان برآورده کرد.
امروزه سرمایه گذاری به شیوه های متعدد به خصوص سرمایه گذاری در سهام شرکت های مختلف در جامعه به صورت وسیعی مورد توجه افراد حقیقی و حقوقی قرار گرفته است. همچنین افراد برای سرمایه گذاری به طرق مختلف به دنبال کسب اطلاعات از منابع گوناگون می باشند. معمولاً هدف اغلب سرمایه گذاران و سهام داران عادی و حقیقی از سرمایه گذاری در سهام شرکت ها افزایش ثروت و کسب سود هر چه بیشتر می باشد. لذا وجود اطلاعات در مورد عملکرد آتی شرکت در سال های آتی می تواند اهمیت بسزایی در تصمیمات سرمایه گذاران و ارزیابی شرکت داشته باشد. از طرفی امکان اطلاع رسانی در مورد شرکت می تواند به مدیران شرکت ها هم در جذب سهام داران بیشتر کمک نماید. [۵]
پیشرفت فناوری، انقلاب صنعتی، تأسیس کارخانجات و واحدهای مختلف تولیدی، گسترش روزافزون بازارهای بورس اوراق بهادار را در جهان به دنبال داشته است. در این رهگذر کشورهای جهان سوم از جمله ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و علاوه بر تأسیس بازار بورس سهام، رشد چشمگیر آن در سال های اخیر نیز مورد توجه عمیق سرمایه گذاران، صاحب نظران، متخصصان و تجزیه و تحلیل گران مالی قرار گرفته است [۴].
در تحقیقات این حوزه فقط به بررسی تاثیر و رابطه ی حاکمیت شرکتی و عملکرد و یا حاکمیت شرکتی و سرمایه ی فکری و یا سرمایه ی فکری و عملکرد پرداخته شده است. و این سه در کنار یکدیگر مورد بررسی نبوده اند. این پژوهش به دنبال یافتن رابطه ی این سه در بازار مالی ایران است و به دنبال یافتن پاسخ این سئوال که آیا حاکمیت شرکتی می تواند بر رابطه و قوت رابطه ی سرمایه فکری و عملکرد شرکت تاثیر بگذارد.

برچسب:
نویسنده: doni