روشهای اندازه گیری مالی سرمایه فکری
بر اساس این روش، سرمایه فکری یک شرکت متشکل از سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی (مشتری) و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آنها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان میدهد[۴۲]. ترکیب سرمایه انسانی و ارتباطی منجر به روابط افراد و نزدیکی آنها با مشتریان و به کارگیری خلاقیتهای آنها جهت پاسخگویی به نیازهای خاص مشتریان میگردد. ترکیب سرمایه ساختاری و ارتباطی منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نامهای تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت میدهند مرتبط میباشد. ترکیب سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در فرآیند دانش نهفته است. به عنوان مثال میتوان به اشتراک در بهرهگیری از دانش موجود و یا انتشار آن اشاره نمود.
این روش قادر به اندازهگیری پولی سه جزء یاد شده بودو و ابزار مناسبی را جهت ارزیابی، مدیریت و مقایسه عملکرد شرکتها، در طول زمان به مدیران ارائه می نماید. جهت سنجش و ارزشگذاری مالی سرمایه فکری مراحل زیر پیشنهاد میگردد.
گام اول تعیین سرمایه فکری مشهود
ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس
ارزش بازار = ارزش دفتری + ارزش سرمایه فکری مشهود
ارزش بازاری قابل دسترس = ارزش بازار + فرسایش سرمایه فکری
ارزش بازاری قابل دسترس = سرمایه ملموس + (سرمایه فکری مشهود + فرسایش سرمایه فکری)
گام دوم شناسایی اجزای مرتبط با سرمایه فکری
گام سوم تخصیص اوزان مناسب به اجزای سرمایه فکری بر اساس تجربه و شناخت از آنها
گام چهارم تعدیل ضرایب همبستگی
گام پنجم ارزشگذاری
ارزش q توبین مساوی است با، تقسیم ارزش بازاری به ارزش دفتری. که این نرخ ارتباط بین ارزش بازاری و ارزش دفتری شرکت را اندازهگیری میکند. که توسط اقتصاددانی بنام جیمز توبین[۱] برنده جایزه نوبل مطرح شد. [۲۱]
توبین این روش را در سال ۱۹۶۹ پیشنهاد کرد و بیان کرد که اگر q بزرگتر از ۱ باشد بیانگر این است که داراییها ارزشی بیشتر از ارزش دفتری خود دارند.
مثلاً یک کمپانی با ارزش بازار سهام ۱۰۰ میلیون و ارزش دفتری ۲۵ میلیون، دارای نرخ q، ۴ میباشد که این نرخ در بلند مدت متمایل به ۱ خواهد شد. البته این شاخص را باید با متوسط صنعت مقایسه کرد. برای مثال، شرکتهایی که در صنعت نرم افزاری فعالیت میکنند، سرمایه فکری در آنها بسیار زیاد است و نرخ q توبین درآنها متمایل به ۷ می شود و از طرفی شرکتهایی که در صنعت فولاد فعالیت میکنند، داراییهای فیزیکی درآنها بسیار زیاد است و دارای یک نرخ q نزدیک به ۱ می باشند، بر طبق فرمول جویا سرمایه فکری برابر است با :
۷- مدل ضریب ارزش افزوده فکری (VAIC) [2]
مدل ضریب ارزش افزوده فکری (VAIC) که بوسیله پولیک[۳۲] مطرح شده است، به عنوان مدل اصلی سنجش سرمایه فکری در این پایاننامه بکار گرفته خواهد شد و اساس اندازهگیری آن سه متغییر وابسته میباشد.
ضریب ارزش افزوده فکری (VAIC) یک فرآیند تجزیه و تحلیل میباشد که برای استفاده مدیریت، سهامداران و سایر ذینفعان در جهت کنترل و ارزیابی کارآیی و ارزش افزوده سرمایه فکری، طراحی شده است.
[۱] James Tobin
[۲] Value Added Intellectual Capital
امروزه سرمایه گذاری به شیوه های متعدد به خصوص سرمایه گذاری در سهام شرکت های مختلف در جامعه به صورت وسیعی مورد توجه افراد حقیقی و حقوقی قرار گرفته است. همچنین افراد برای سرمایه گذاری به طرق مختلف به دنبال کسب اطلاعات از منابع گوناگون می باشند. معمولاً هدف اغلب سرمایه گذاران و سهام داران عادی و حقیقی از سرمایه گذاری در سهام شرکت ها افزایش ثروت و کسب سود هر چه بیشتر می باشد. لذا وجود اطلاعات در مورد عملکرد آتی شرکت در سال های آتی می تواند اهمیت بسزایی در تصمیمات سرمایه گذاران و ارزیابی شرکت داشته باشد. از طرفی امکان اطلاع رسانی در مورد شرکت می تواند به مدیران شرکت ها هم در جذب سهام داران بیشتر کمک نماید. [۵]
پیشرفت فناوری، انقلاب صنعتی، تأسیس کارخانجات و واحدهای مختلف تولیدی، گسترش روزافزون بازارهای بورس اوراق بهادار را در جهان به دنبال داشته است. در این رهگذر کشورهای جهان سوم از جمله ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و علاوه بر تأسیس بازار بورس سهام، رشد چشمگیر آن در سال های اخیر نیز مورد توجه عمیق سرمایه گذاران، صاحب نظران، متخصصان و تجزیه و تحلیل گران مالی قرار گرفته است [۴].
در تحقیقات این حوزه فقط به بررسی تاثیر و رابطه ی حاکمیت شرکتی و عملکرد و یا حاکمیت شرکتی و سرمایه ی فکری و یا سرمایه ی فکری و عملکرد پرداخته شده است. و این سه در کنار یکدیگر مورد بررسی نبوده اند. این پژوهش به دنبال یافتن رابطه ی این سه در بازار مالی ایران است و به دنبال یافتن پاسخ این سئوال که آیا حاکمیت شرکتی می تواند بر رابطه و قوت رابطه ی سرمایه فکری و عملکرد شرکت تاثیر بگذارد.

برچسب:
نویسنده: doni