برای اصطلاح شایستگی تعاریف مختلفی ارایه شده است. در یک تعریف، شایستگی یک ویژگی فرد قلمداد شده است که منجر به بروز عملکرد شغلی موفق و کسب نتایج سازمانی میشود. اسپنسر شایستگی را “خصیصه بنیادی یک شخص دانسته که با عملکرد عالی و یا موثر مرجع رابطه علی دارد . وی اعتقاد دارد که شایستگی در پنج قالب قرار می گیرد : انگیزه ها، ویژگیها، خود مفهومی، دانش و مهارت (اسپنسر[۱]، ۱۹۹۳)
از اواسط دههی هشتاد، توسعه و ارزیابی شایستگیهای مدیریتی مورد توجه سازمانها قرارگرفت . دلیل عمده چنین توجهی، این باور بود که توسعهی شایستگیهای مدیریتی منافع بیشماری را برای سازمانها به همراه دارد و این باور هنوز هم پابرجا میباشد.
امروزه دستیابی به مدیران تحول آفرین، دغدغهی بزرگ سازمانها به شمار میآید. برای درک این شرایط کافی است توجه شود که شرکتهایی همچون اینتل[۲] و کامپک[۳] ناگزیرند سالانه بین۲۰ تا ۵۰ میلیون دلار به مدیرانی بپردازند که شایستگی اداره سازمان آنان را دارند. این شرایط صرفاً به سازمان های صنعتی محدود نمیشود.(غفاریان، ۱۳۸۰)
امروزه تصدی مشاغل ارشد بانکی نیز مستلزم کسب مهارتها و شایستگیهای مدیریتی است. مسأله آنگاه پیچیدهتر میشود که دریابیم دانشگاهها با برنامههای معمول خود، توفیق چندانی در پرورش و عرضهی این مدیران برجسته نداشتهاند. امروزه بیش از یکصد دانشگاه معتبر در جهان دورههای عالی مدیریتی ارائه میکنند. چندین برابر این تعداد، انستیتوها و مراکز آموزش مدیران مشغول به فعالیت هستند و سالیانه بیش از یکصد هزار نفر فارغ التحصیل به جامعهی مدیران حرفهای میپیوندند، ولی هنوز مدیران کارساز و تحول آفرین کمیابند.(غفاریان، ۱۳۸۰)
پیتر دراکر[۴]، در مورد ویژگیهای مدیریتی عصر حاضر میگوید: ” دیگر، داشتن تحصیلات به خودی خود مفهومی ندارد، حتی داشتن تحصیلات عالیه در رشتهی مدیریت. من فکر میکنم جستجو برای یک معیار مشخص عینی را بایستی کنار گذاشت و به چیزی که من آن را شایستگیهای فردی مینامم پرداخت.(دراکر، ۲۰۰۱)
دلیل این شرایط ضد و نقیض این است که شایستگی مدیریتی صرفاً از طریق کسب دانش و معلومات حرفه ای حاصل نمی شود، بلکه این امر مستلزم توسعۀ همه جانبه در ابعاد مهارتی، شخصیتی و تحول در نگرش و رفتار مدیر است. آلن مام فورد[۵] ، با بررسی یک دوره ده ساله اظهار داشته که برنامه های تربیتی غیر رسمی مرتبط با کار، تدریجاً جای آموزش های رسمی مدیریت را گرفته است و دلیل اصلی را این واقعیت می داند که اثربخشی مدیران بیش از معلومات و مهارت ها، به تغییر رفتار و نگرش آنان وابسته است.(آلن مام فورد، ۱۹۹۸)
[۱]. Spencer
[۲]. Intel
[۳]. Compaq
[۴]. Peter Drucker
[۵]. Alan Mumford
“تبیین رابطه شایستگیهای رهبری با تجهیز منابع و وصول مطالبات”

برچسب:
نویسنده: doni