توصیف کار یا برونداد شغل:
خاستگاه این نوع نگرش به طرح های آموزشی مانند اصلاحات آموزش فنی اسکاتلند و ام سی آی باز می گردد. ام سی آی[۱]( MCI) مفهوم شایستگی را ” توانایی یک مدیر برای عمل در حد استانداردهای لازم جهت استخدام ” تعریف می کند. این تعریف از شایستگی را بهتر است کفایت بنامیم. ( ام سی آی، ۱۹۹۳)
۲- توصیف رفتار: این نگرش از کارهای محققین و مشاورین متخصص در زمینه اثر بخشی مدیریتی ناشی میشود .بسیاری از تعاریف رفتاری شایستگی شکل دیگری از تعریف زیر هستند: یک شایستگی شغلی، ویژگی اساسی یک شخص است که نتیجه آن عملکرد مؤثر و برجسته در یک شغل می باشد. (کلمپ[۲]، ۱۹۸۰) اشکال دیگر این تعریف به این می پردازند که این ویژگیها چه میتوانند باشند. به عنوان مثال این ویژگی های اساسی ممکن است انگیزه، مهارت، تصور یا نقش اجتماعی باشند. (بویاتزیس[۳]، ۱۹۸۲)
این تعاریف بر این دلالت دارند که شایستگی متشکل از ویژگی های بسیاری است که ما آن ها را در رفتار افراد جستجو میکنیم. به عنوان مثال مهارت مراوده نشان میدهد که یک نفر تا چه اندازه در مذاکرات، نفوذ در دیگران و کارکردن با گروه مؤثر عمل میکند. شایستگی های رفتاری آن رفتارهایی را توصیف مینمایند که عمل کنندگان مؤثر یا برجسته با استفاده از انگیزه، مهارت، توانایی و … برای انجام وظایف شغلی از خود بروز میدهند و بروندادهای شغلی مناسبی را ارائه میکنند. علاوه بر انگیزه ها، تواناییها و مهارتها، ارزش ها نیز بر رفتار فرد مؤثرند. بسیاری از سازمانها ارزشهایی را که باید به کارکنان خود توصیه نمایند تعریف کردهاند و برخی نیز آنها را در چارچوب شایستگیهای سازمانشان وارد نمودهاند.
در ادبیات مربوط به صلاحیت و شایستگیهای مدیریتی، سه رویکرد عمده را می توان معرفی نمود:
[۱]. Management Charter Initiative(MCI)
[۲]. Klemp
[۳]. Boyatzis
“تبیین رابطه شایستگیهای رهبری با تجهیز منابع و وصول مطالبات”

برچسب:
نویسنده: doni